هویت و قومیت

در یک قرن اخیر، موضوع مهم هویت و قومیت و گرایش‌های قومی درمیانِ اقوام ایرانی با شدت و ضعف متفاوتی وجود داشته است، اگرچه برخی قومیت‌ها در ایران خود را در جایگاه ملتی مستقل می‌بینند.

در سال‌های ابتدایی حکومت محمدرضاشاه، در آذربایجان، فرقۀ دموکرات توانست برای مدتی حدود یکسال اعلام خودمختاری کند و ادارۀ مناطقی از آذربایجان را به‌دست بگیرد. در همان زمان و در کردستان نیز حزب دموکرات کردستان توانست کنترل تعدادی از شهرهای کردنشین را به‌دست بگیرد. در سال‌های بعداز انقلاب نیز بیشتر مناطق کردنشین درگیر جنگ‌هایی در رابطه با هویت‌خواهی قومی بودند. مناطق بلوچ‌نشین نیز در دوران رضاشاه و محمدرضاشاه شاهد اتفاقاتی در این زمینه بودند که با اقدامات مقابله‌ای حکومت مرکزی بعداز مدتی سرکوب شدند. درمیانِ عرب‌زبانان نیز گرایش‌هایی براساس هویت‌خواهی قومی در یک قرن اخیر همواره وجود داشته است که آخرین فعالیت‌های این گروه قومی به تلاش‌های گروه الاهوازیه بازمی‌گردد. دلیل عمده و ریشۀ اساسی نارضایتی‌های قومیتی را می‌توان در احساس نابرابری‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، زبانی، مذهبی و … درمیانِ اقوام و به‌هنگام مقایسۀ خود با دیگر گروه‌های قومی و به‌خصوص فارس‌زبانان دانست. در زمینۀ سیاسی، اقوام کرد، ترک، عرب، و بلوچ بر این باورند که در ساختار سیاسی کشور جایگاه آن‌چنانی ندارند و در پُست‌های اساسی وزارت، استانداری، سفارت و … مسئولانی از گروه قومیتی آن‌ها وجود ندارد.

موارد ذکرشده درخصوص هویت و قومیت تنها بخشی از مطالبات گروه‌های قومی در یک قرن گذشته و به‌خصوص در سال‌های بعداز پیروزی انقلاب اسلامی است.

قومیت

مطالباتی که همواره با نگاه امنیتی با آن‌ها برخورد شده است و مخل انسجام و وفاق ملی دانسته شده‌اند و به‌صورت مقابله‌ای، قهری، و خشونت‌آمیز با آن رفتار شده است. درنتیجه به رفتارهای خشونت‌آمیز میان مرکز و گروه‌های قومی انجامیده که بعداز مدتی و با تضعیف گروه‌های قومی سکوتی ناخوشایند بر مردمان آن مناطق حاکم شده است.

بررسى پیشینۀ تاریخى اقوام در ایران نشان مى‏دهد که گروه‏هاى قومى از قوانین تبعیض‏آمیز به‌ویژه دربارۀ زبان، مذهب، و حقوق مدنى‌شان آزرده بوده‌اند. در انقلاب مشروطه، حقوق این گروه‏ها درنظر گرفته نشد و در زمان پهلوى نیز نشر و توزیع روزنامه‏ها، مجلات، و کتب زبان‏هاى قومى به‌شدت منع می‌شد. امروزه دلیل عمده و ریشۀ اساسی این نارضایتی‌ها را می‌توان در احساس نابرابری‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، زبانی، مذهبی، و … در میان اقوام و به‌هنگام مقایسۀ خود با دیگر گروه‌های قومی و به‌خصوص فارس‌زبانان دانست. در زمینۀ سیاسی، کردها، ترک‌ها، عرب‌ها، و بلوچ‌ها بر این باورند که در ساختار سیاسی کشور جایگاه درخوری ندارند و در پُست‌های اساسی رده‌بالای مملکتی، مسئولانی از گروه قومیتی آن‌ها وجود ندارد. در زمینۀ اقتصادی، مناطق پیرامونی فاقد امکانات لازم‌اند و این باور وجود دارد که بخش عمدۀ امکانات کشور در استان‌های مرکزنشین جمع شده است. در بخش فرهنگی، اقوام موردمطالعه بر این باورند که در برگزاری جشنواره‌ها و همایش‌های منطقه‌ای با محدویت‌هایی مواجه‌اند و رسانه‌های ملی و محلی آن‌چنان‌که باید و شاید، آیین‌های فرهنگی این مناطق را پوشش و بازتاب نمی‌دهد و در خدمت فرهنگ محلی آنان نیست و در بخش آموزش‌وپرورش، هیچ کتاب درسی به زبان مادری آنان وجود ندارد و کودکان کرد، ترک، عرب، بلوچ و غیره مجبورند با زبان دوم به آموزش و تحصیل در مدارس کشور بپردازند. از نظر مذهبی، بیشتر بلوچ‌ها و نیز بخشی از کردها دارای گرایش مذهبی متفاوت با مذهب رسمی کشورند و این گروه‌ها بر این باورند که نگاه مذهبی مسئولان حکومتی باعث شده است تا در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، و اقتصادی مورد ظلم واقع شوند.
آنچه نام برده شد تنها بخشی از مطالبات هویت و قومیت گروه‌های قومی در قرن اخیر و به‌خصوص در سال‌های بعداز پیروزی انقلاب اسلامی است، مطالباتی که همواره با نگاه امنیتی با آن‌ها برخورد شده است و آن‌ها مخلّ انسجام و وفاق ملی دانسته شده‌‌اند و به‌صورت مقابله‌ای، قهری، و خشونت‌آمیز با این‌ نوع مطالبات برخورد شده است. درنتیجه، به رفتارهای خشونت‌آمیز میان مرکز و گروه‌های قومی منجر شده است که بر وحدت و انسجام ملی خللی جبران‌ناپذیر وارد ساخته است.
با توجه به این‌که قومیت و ملیت از انواع هویت‌های اجتماعی مدرن محسوب می‌شوند و از یک‌سو، در قرن نوزدهم، قومیت به ‌گروه‌های مردمی‌ای که خارج از پولیس سرمایه‌داری زندگی می‌‌‌کردند اطلاق می‌‌‌شد و در قرن بیستم، این مفهوم برای گروه‌های مردمی‌ای با زبان،‌ قلمرو، و تاریخ مشترک به‌کار ‌‌‌می‌رفت که اولاً ذیل واژۀ ملت تعریف می‌‌‌شدند و ثانیاً دست‌کم زبان یا حتی قلمرویی متمایز از ملت داشتند و در تقابل و رقابت با ملت به برساختنِ تاریخِ خود، یکسان‌سازی تکثرهای زبانی درون خود، و مشخص‌سازی قلمرو خود دست می‌‌‌زدند و ازسوی دیگر، ملیت بیانگر هویتی است که تداوم و پیشینۀ تاریخی دارد که بازگوکنندۀ مجموعه‌ای از تعهدها و وظایف گروهی از مردم است که به یک مکان جغرافیایی خاص تعلق دارند، مردمی که با هم تصمیم می‌گیرند، عمل می‌کنند و نتیجه می‌گیرند، بنابراین امروزه، دو دیدگاه و تعبیر متفاوت بین احزاب سیاسی، کنشگران، و فعالان مدنی در این باره وجود دارد. همچنین با توجه به ابهاماتی که کاربرد هویت قومی و هویت ملی دربر دارد و آگاهی بر این‌که در میان برخی از اقلیت‌های حاضر در سرزمین ایران، تأکید زیادی بر به‌کار بردنِ واژۀ «ملت» به‌جای «قوم» دیده می‌شود، این تحقیق در به‌کار بردنِ واژۀ «قوم» قصد هیچ‌گونه فروکاست مفهومی ندارد و ازآن‌جاکه این تحقیقْ درصدد رعایت روحیۀ علمی است و قصد دخالت دادنِ ارزش‌های فردی در روند تحقیق را ندارد، نگارنده با پرداختن به این دیدگاه‌ها در بخش نظری پژوهش، به شناخت لازم و دقیقی از این دیدگاه‌ها رسیده است و ضمن احترام به هردو دیدگاه رایج، این پژوهش با نگاهی مردم‌شناسانه و قوم‌نگارانه شکل گرفته است و پژوهنده، در جای‌جای این پژوهش، از هردو تعبیرِ قوم و ملت بهره برده و نگاه بی‌طرفانۀ خود را حفظ کرده است و به‌دور از تعصب، به مسئلۀ هویت و قومیت پرداخته است.
همچنان‌که اشاره شد، این پژوهش به‌دنبال پاسخگویی به این پرسش‌ها بوده است:
ـ قومیت‌ها چه درکی از خود و از هویت‌های دیگری دارند‌ که با آن‌ها غیریت‌سازی می‌کنند؟
ـ خود را در کجای ساختار سیاسی، اقتصادی، و جامعۀ امروز ایران می‌بینند؟
ـ نظرشان دربارۀ همگرایی، مشارکت سیاسی، زبان مادری، و مرکز ـ پیرامون چیست؟
ـ آیا فضای فکری و عملی برای کسب استقلال بیشتر در میان قومیت‌ها وجود دارد؟
و به مطالعه و بررسی چرایی این موارد در خصوص هویت و قومیت پرداخته است و برای رسیدن به پاسخ، در این پژوهش، از روش‌های علمی و انجام مصاحبه‌های متعدد با نخبگان و نیز در سطح مردمی استفاده شد که نتایج به‌دست‌آمده ضمن نشان دادنِ مطالباتِ فعلی هریک از گروه‌های قومی موردمطالعه به روشی صلح‌آمیز، می‌تواند یاری‌رسان تصمیم‌گیرندگان درجهتِ حلّ مسالمت‌آمیز مسائل آن‌ها باشد.

پژوهش از مرز تا مرز که کار مطالعاتی آن در خصوص هویت و قومیت به‌طور عمده برروی افراد طبقۀ متخصص و خواص این گروه‌ها و، با درصدی کمتر، گروه عوام و مردم کوچه و بازار آغاز شد، در درجۀ نخست به‌دنبال پاسخگویی به این پرسش‌ها بود که قومیت‌ها چه درکی از خودشان و از هویت و قومیت و هویت‌های دیگری دارند‌ که با آن‌ها غیریت‌سازی می‌کنند و خود را در کجای ساختار سیاسی، اقتصادی، و جامعۀ امروز ایران می‌بینند و نظرشان دربارۀ همگرایی، مشارکت سیاسی، زبان مادری، و مرکز پیرامون چیست. به‌طور قطع بیان این موارد ازطریق روش‌های علمی و با انجام مصاحبه‌های متعدد با نخبگان و نیز در سطح مردمی، ضمن نشان دادن مطالبات فعلی با تاکید بر هویت و قومیت هریک از گروه‌های قومی موردمطالعه به روشی صلح‌آمیز، می‌تواند یاری‌رسان تصمیم‌گیرندگان دولتی درجهت حل مسالمت‌آمیز مسائل موجود باشد و موجب وقوف و درک بهتری از موضوع هویت و قومیت شود و به وفاق و انسجام ملی نیز کمک کند. نسخۀ کامل این اثر برروی وبگاه نگارنده موجود است.

قومیت 2

مطالعه بیشتر مطالعه کمتر