بختِ سیاه در لباسِ سفید

چکیده

سالانه ده ها هزار دختر و پسر زیر سن 15 سالگی توسط خانواده هایشان وادار به ازدواج می شوند. شمار واقعی این کودکان در حقیقت بالاتر از این آمارها است.

بسیاری از خانواده ها در ایران ازدواج در سنین پایین را ثبت نمی کنند و یا به صورت غیررسمی به ثبت می رسانند.

طبق گزارش انجمن حمایت از حقوق کودکان در ایران شمار دخترانی که درزیر سن 15 سال ازدواج کرده اند از 33383 نفر در سال 1385 به 43459 نفر در سال 1388 رسیده است؛ یعنی30 درصد افزایش در عرض سه سال.

مطالعه ی اخیر به بررسی میزان رواج کودک‌همسری یا ازدواج زودهنگام کودکان در ایران پرداخته است.

جامعه آماری تحقیق باتوجه به آخرین آمار در دسترس به هفت استان ایران با بالاترین نرخ ازدواج کودکان اختصاص داده شد و از این میان، نمونه آماری با توجه به رتبه ی هر استان با روش های نمونه گیری خوشه ای، طبقه بندی و تصادفی انتخاب و با ابزار پرسشنامه مورد مصاحبه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج و یافته های پیمایش در کتابی جمع آوری شده و به زودی توسط نشرشیرازه به چاپ خواهد رسید.

 

مقدمه

سازمان ملل متحد ازدواج کودکان را به هر نوع ازدواج در زیر سن 18 سال قبل از اینکه دختر به لحاظ جسمی و روانی آمادگی پذیرش مسئولیت های زناشویی و بچه داری را داشته باشد، اطلاق می کند.

بر همین مبنا در مواردی که کودک در زیر این سن ازدواج کند، ازدواج زودهنگام کودکان رخ داده است؛ ازدواجی که توسط پدر یا پدربزرگ کودک از جانب وی شکل گرفته و در آن توجهی به حداقل سن قانونی ازدواج نشده است.

ازدواج کودکان شکلی از زناشویی است که در آن حداقل یکی از طرفین کمتر از 18 سال سن دارد. در بیشتر موارد این دختر است که هنوز یک کودک می‌باشد. همان‌طور که پیش از این بحث آن رفت، در ایران رسیدن به یک آستانه بیولوژیکی و جسمی بدون در نظر گرفتن سن، ترجمان صلاحیت برای ازدواج است(لویزا و وانگ، 1391).

از منظر جنسی و حقوق بشری عمل ازدواج زودهنگام کودکان پیامد بدیهی سرکوب جنسی و اعمال مخرب سنتی است که به نگهداشت نابرابری‌های جنسیتی و سرکوب بیشتر می‌انجامد.

در جهان درحال‌توسعه، مساله ی بغرنج ازدواج زودهنگام کودکان با بالا رفتن جمعیت جوانان رو به افزایش است و عامل اصلی مسئول دراین قضیه افزایش سطح فقر، فقدان دانش و تحصیلات و تبعیت از الزامات فرهنگ مردسالارانه و باورهایی است که به اشتباه واداشتن دختران به ازدواج های ناخواسته و زودهنگام را عاملی برای حمایت و محافظت از آنها می دانند.

متأسفانه باوجود پیامدهای جسمانی و تبعیض نسبت به دختران جوان، قدمهای اندکی برای خاتمه ی عمل ازدواج زودهنگام کودکان در ایران برداشته شده است.

مطالعات جامع و قابل اتکای بسیار کمی بر روی اثرات ازدواج زودهنگام به روی مردان انجام گرفته و ابعاد و آثار ازدواج زودهنگام بر پسران خردسال، حتی از جانب کارشناسان بین المللی ای که در مبارزه با ازدواج کودکان کار می کنند نادیده گرفته شده است.

کمبود این داده های تجربی منجر به فقدان فاحش دانش درخصوص تنگناهای ازدواج برای پسران خردسال شده است. آنها اغلب وادار به ترک تحصیل و اشتغال به کارهای سطح پایین می شوند تا از پس مسئولیت های خانواده ی جدید خویش برآیند. این نکاح و زناشویی پیش از بلوغ چرخه ی فقر را که از ابتدا علت شکل گیری ازدواج بوده است، تداوم می بخشد.

کودک‌همسری یک مسئله ی جهانی است که می تواند در هر گوشه ی دنیا، از خاورمیانه گرفته تا آمریکای لاتین، آسیای جنوبی و اروپا یافت شود.

تحقیقات نشان می دهند این امر نه تنها در بسیاری نواحی دنیا رخ می دهد، بلکه افرادی که آن را اعمال می کنند با روی گشاده و رضایت قلبی انجام می دهند زیرا چنین رسومی جایگاهی اجتماعاً پذیرفته شده دارند(گافنی ریس، 1389).

طبق گزارشی از سازمان “دختر،نه عروس[2]” ، اگر روند ازدواج کودکان کاهش نیابد، آمار جهانی ازدواج کودکان به 1.2 میلیارد مورد در سال 2050 خواهد رسید. با این حال به لحاظ نسبت ها و درصد ها، اکثر موارد ازدواج کودکان در جنوب صحرای آفریقا و جنوب آسیا متمرکز است. این دو ناحیه به عنوان مرکز و محور ازدواج زود هنگام کودکان شناشایی شده اند.

در کشورهای در حال توسعه، روند ازدواج دختران نوجوان رایج و عمیقاً رو به فزونی است. هنجارهای اجتماعی و مفاهیم پذیرفته شده از شرایط مطلوب باعث شده است زنان بزرگسال تر برای ازدواج مطلوب و خواستنی نباشند. بر اساس سرشماری سال 1369 در هند، نزدیک به 5 درصد از دختران بین سنین10-14 سال و بیش از 35 درصد دختران 15-19 سال ازدواج کرده بودند.

به نقل از یافته های صندوق جمعیت سازمان ملل، 51 درصد از زنان در بنگلادش و 74 درصد زنان در نیجر قبل از رسیدن به سن 18 سالگی متاهل بوده اند. در بخش های خاصی از غرب آفریقا، شرق آفریقا و آسیای جنوبی ازدواج قبل از بلوغ یک مسئله ی غیر معمول نیست.

در شمال آفریقا، خاورمیانه و سایر بخش های آسیا ازدواج بلافاصله پس از بلوغ بخشی از سنت و تا حد زیادی در درون فرهنگ نهفته است.

آمریکای لاتین و اروپای شرقی نیز در بکارگیری این رسم استثنا نبوده و در آنها دختران نوجوان اغلب در فاصله سنی 16-18 سال ازدواج می کنند. چنین ازدواج هایی اغلب ازدواج اجباری تلقی می شوند زیرا این نوجوانان بدون داشتن رضایت در انتخاب شریک زندگی شان وادار به وصلت زناشویی شده اند. از این رو، از ازدواج زود هنگام اغلب تحت عنوان ازدواج اجباری و تحمیلی یاد می شود.

بختِ سیاه در لباسِ سفید

در کویت و لیبی سنی که در آن زنان ازدواج می کنند به طرز معنی دار و چشمگیری افزایش یافته است. نزدیک به 40 درصد زنان 15 الی 19 ساله در لیبی و کویت در دهه 1350 ازدواج کرده بودند اما تا میانه دهه ی 90 آمار های مربوطه گواه این بود که فراوانی این ازدواج ها به 1 و 5 درصد رسیده است(رشاد و همکاران، 1384).

بسیاری از کشورهای مسلمان مثل الجزایر، عمان و تونس سن 18 سالگی را به عنوان حداقل سن ازدواج تعیین کرده اند(هرمانسم، 1391).  عربستان صعودی یکی از 74 کشوری است که حداقل سن قانونی را برای ازدواج قرار نداده است زیرا در چنین کشورهایی بلوغ فیزیکی نشان و حایل بین کودکی و بزرگسالی در نظر گرفته می شود.(الحکم و مک لالین، 1395).

در عربستان صعودی برخی فعالین و سازمان های حقوق بشری مداخله ی دولت را با تعیین سن حداقل ازدواج جهت توقف کودک‌همسری و جلوگیری از آزار کودکان خواستار شده اند.

تعیین چندین محدودیت های قانونی ای در سنی که فرد قادر به ازدواج می گردد در بسیاری از کشورها رایج است(حتی اگر آن سن خاص از کشوری به کشور دیگر متغیر باشد(همان). از آنجا که هیچ حداقل سنی قانونی برای ازدواج در عربستان صعودی وجود ندارد، بلوغ جسمی تبدیل به عامل تعیین کننده در تصمیم گیری در خصوص بزرگسالی زنان و آمادگی شان برای ازدواج است.

به طور کلی فرض بر این است که اگر یک دختر به سن بلوغ رسید، آمادگی لازم جهت ازدواج را داراست. بااین حال به ندرت اتفاق می افتد که یک پسر قبل از اتمام تحصیلاتش و امنیت شغلی ازدواج کند.

برخلاف جوامع غربی که در آن سن نقش بازدارنده از روابط جنسی را ایفا می کند، در جوامع اسلامی و عربی، چنین محدودیتی در حالتی که افراد به وصلت یکدیگر در آمده باشند وجود ندارد. در نتیجه آمیزش جنسی به لحاظ قانونی و فرهنگی در جوامع اسلامی پذیرفته شده، اما در جوامع غربی غیر قانونی و غیر اخلاقی تعریف شده است(همان).

با وجود چنین قوانین جدیداً تصویب شده و جریانات دلگرم کننده ای، هنوز بقایای زننده ای از انکار و چشم پوشی ازدواج زود هنگام کودکان وجود دارد. در ترکیه، کشور همجوار ایران، مجلس قانون اساسی این حکم را که تمامی اعمال جنسی در ارتباط با کودکان زیر 15 سال، تجاوز یا سو استفاده جنسی نیستند، صادر کرد.

بر اساس این مصوبه، کودکان در سنین 12،13 و 14 سال به عنوان یک جامعه اقلیت دیگر حمایت قانون را از دست داده اند زیرا بر اساس قانون رضایت آنها نسبت به فعالیت جنسی مورد غفلت قرار می گیرد.

اصطلاح سن رضایت در متون و نظام نامه های قانونی به ندرت دیده می شود(ویتس، 1384).  در عوض قانون، سن خاصی را مصوّب می کند که به موجب آن درگیری در فعالیت جنسی برای فرد غیر قانونی اعلام می شود. این امر گاهاً با معانی دیگری هم مورد استفاده قرار گرفته است، برای مثال سنی که در آن فرد قادر به رضایت به ازدواج می شود.

بیشتر سیستم های قضایی سن رضایت به رابطه ی جنسی را بین 14 الی 18 سال قرار می دهند. برای حفاظت از کودکان در برابر سواستفاده های جنسی بسیاری از کشورها یک سن حداقلی را برای رضایت به رابطه جنسی تعیین کرده اند، با این حال زمینه ی چنین اندازه هایی در درون فرهنگهای اسلامی دیده نمی شود. زیرا کلیه ی رابطه های غیر از ازدواج همواره غیر قانونی بوده اند(دهامی و شیخ، 1379).

شایان ذکراست که ژرف سنجی ها در قوانین جمهوری اسلامی در خصوص ازدواج نشان از مغایرت معنی دار بین قوانین ملی و تعهدات بین المللی اش می باشد. به استناد از سخنان اولین و والاترین رهبر ایران، آیت الله خمینی، تجربه ی رابطه ی جنسی به استثنای لقاح، با تمامی دختران در هر سنی مشروع است.

قبل از انقلاب بر اساس ماده 23 قانون حمایت خانواده(سال 1353)ازدواج زنان قبل از رسیدن به سن 18 سال تمام و ازدواج مردان قبل از اتمام 20 سالگی شان ممنوع بود. تغییر این سن بعد از انقلاب در ایران رخ داد. تغییرات اولیه ی آن در دولت موقت شکل گرفت و این ماده با ماده 1041 قانون مدنی تعویض شد. بر اساس ماده ی 1041 از قانون مدنی ایران سن ازدواج برای دختران 13 و برای پسران 15 سالگی اعلام شد.

با این حال همین قانون به دختر اجازه می دهد که ازدواج در زیر سن 13 سالگی و پسران در زیر سن 15 سالگی به شرط رضایت والد یا اجازه ی دادگاه بتواند شکل بگیرد[3]علاوه بر این اگر قیم کودک(پدر بزرگ یا مادر بزرگ) چنین درخواستی را داشته باشد و دادگاه به این نتیجه برسد که او به قدر کافی بالغ شده است که بتواند ازدواج کند، کودک می تواند حتی در سنین پایین تر نیز ازدواج کند.

بر اساس ماده ی اصلاحی 1041 در سال های 1360 و 1369،پیوند زناشویی قبل از رسیدن به بزرگسالی ممنوع است. ماده ی 1041 قانون مدنی در سال 1313 اعلام می کرد که در ایران بر اساس قانون اساسی و مشروعیت قانونی، هیچ ازدواجی بین دختر زیر 15 سال و پسر زیر 18 سال نمی تواند شکل گیرد، مگر اینکه شرایط خاصی در نظر گرفته شود که در آن اعتبار ازدواج توسط یک دادخواه عمومی اعلام شود.

این استثنا برای مواردی که دختر زیرسن 15 سال و پسر زیر سن 18 سال بود وجود نداشت. به این معنا که آنها نمی توانستند به هیچ وجهی ازدواج کنند.

قانون جدیدی در سال 1361 وضع شد که به موجب آن سن اولیه ی ازدواج یا سن بلوغ برای دختران 9 سال و برای پسران 15 سال در نظر گرفته شد که بر این اساس هرگونه اقدام به ازدواج در زیر این سن های اولیه غیر قانونی بود. نهایی ترین تغییر در قانون مدنی در سال 1381 تصویب شد که بر مبنای آن مشروعیت ازدواج بین دختران و پسران زیر این سن بلوغ تعریف شده(13و 15) با رضایت یک قاضی صالح به عنوان یک شرط تأکید شد.

آمار کودکانی با بخت سیاه البته در لباس سفید ازدواج

رویکرد روششناختی به کار گرفته شده در این تحقیق یک روش کیفی در مقیاس کلان بود. ازآنجاکه تحقیقی پیش ازاین دراین باره در دسترس نبود که بتوان به آن رجوع کرد یا روش شناسی شناخته شده ای در ایران به عنوان یک تحلیل تطبیقی به کار گرفته نشده بود، روش شناسی مطابق و همخوان با رونمایی از تحقیق طنین سکوت در کتابخانه ملی پدیده ی موردنظر وجود نداشت.

که این امر نیاز به یک مطالعه ی تطبیقی از مناطق با نرخ های بالای رواج ازدواج کودکان در داخل ایران را ضروری می کرد که در فهم شباهت ها و تفاوت ها می توانست به ما کمک کند. حجم جامعه، حجم نمونه، روش نمونه گیری، تعداد مصاحبه‌های تعیین شده برای هر بخش و ناحیه حتی زمان اختصاص داده شده به هر استان خاص بازتابی از رواج ازدواج زودهنگام کودکان در آن منطقه بوده است.

اگرچه پرسشنامه ی بکار گرفته شده در هر منطقه یک نسخه ی محلی شده و بومی شده از پرسشنامه های پیمایش جمعیتی و سلامت[4] بود، اما بیشتر بخش های آن محقق-ساخته بود.

استان ها با تحلیل داده های جمعیت شناسی موجود در خصوص آمارهای ازدواج در یک دهه ی اخیر انتخاب شدند. شایان ذکراست که ترتیب قرار گرفتن این استان ها در لیست موردنظر این تحقیق با فهرست هایی که توسط حکومت منتشر شده است، یکسان نیست زیرا فهرست بکار گرفته شده در این مطالعه با انتخاب استان هایی صورت گرفته که بالاترین آمار کودک‌همسری را داشته اند و در طول این ده سال بیشتر از بقیه استانها تکرار شده اند. براین مبنا هفت استان مذکور عبارتند از:

خراسان رضوی 2. آذربایجان شرقی 3. خوزستان 4. سیستان و بلوچستان 5. آذربایجان غربی 6. هرمزگان 7. اصفهان

سؤال های ساختار یافته در پرسشنامه با موضوعات زیر آورده شدند: پیش زمینه ی پاسخگو، ازدواج،

تصمیم گیری های ازدواج، باروری زنان، باروری مردان، نگرشهای جنسیتی، مواجهه با پیام های پیش گیرانه ی ازدواج کودکان، خشونت جنسی زنان، خشونت خانگی مردان.

پرسشنامه بر میزان رواج و علل ازدواج کودکان در مناطق مورد مطالعه تمرکز داشت. پرسشنامه ی مذکور، تنها در مصاحبه با افراد محلی مورد استفاده قرار گرفت. مطالعه همچنین شامل مصاحبه با مسئولین، شخصیتهای حکومتی، دینی و رهبران محلی هم بود.

سؤالات مطرح شده به تناسب اینکه فرد مصاحبه شونده در چه زمینهای تأثیرگذار و مطلع بود، بر حوزه های خاصی متمرکز می شد و روند مصاحبه‌ها به لحاظ ساختاری متفاوت بود.

 

نتایج و راهکارها

ایران تا به حال در خصوص آثار علمی در مورد ازدواج کودکان ساکت مانده است. جهت تحلیل کودک‌همسری در حوزه زندگی اجتماعی از پرسشنامه هایی به عنوان ابزار تحلیلی در خصوص حوزه های اجتماعی

زیر استفاده شد: پیش زمینه فردی، بعد خانواده و وضعیت آن، باورهای دینی، سطح وابستگی به ازدواج کودکان، وضعیت دینی والدین، سطح تحصیلی، اطلاعات باروری پاسخگویان زن و مرد، هنجارهای ازدواج،ثبت آن، رسوم زناشویی، سطح قرار گرفتن در معرض پیامهای پیشگیرانه از کودک‌همسری، نگرشهای جنسیتی خانواده و تصمیمگیریهای فردی، تجربه خشونت جنسی زنان و تجربه مردان از خشونت خانگی.

از این منظر یافته های تحقیق در مورد اثرات ازدواج زودهنگام کودکان بر شرایط اجتماعی به صورت تصویری درآمده که زمینه را برای ارائه توصیه های منسجم و فعالیت اصلاحی فراهم می نماید.ازدواج زودهنگام کودکان تنها در بافت های فرهنگ خاص خودش است که منطق و عقلانیت می یابد. بدون در نظر گرفتن تمامی حوزه های اجتماعی ذکرشده در بالا هر حرکتی به سمت بهبود و پیشرفت اتلاف منابع، زمان و سرمایه خواهد بود.

جایگاه غالب ازدواج کودکان در زنجیره نابرابری جنسیتی تحت تأثیر فقر، توقعات اجتماعی، خشونت فرهنگی و جنسی، هنجارهای جنسی ضمنی، کلیشه های جنسی، فشار اجتماعی و سختی های خانوادگی همچنان تداوم می یابد. تغییر این وضعیت نیازمند سیاستگذاری های جدید و یافتن راهکارها و قبول هنجارهایی است که بازتابی از برابری جنسیتی می باشد.

ازدواج زودهنگام و ترک تحصیل وقایع توامانی هستند که نقطه پایانی برای فرصت پیشرفت در زندگی دختران خردسال می باشد. یافته های تحقیق در این زمینه حیرت آور است. در این زمینه دلایل چندگانه

دیگری بر طبق وضعیت هر استان ذکر شد. برای مثال فقر و عدم توانایی در پرداخت شهریه عمده ترین دلیل ترک تحصیل در استان هرمزگان بود. در آذربایجان شرقی مدارسی که بسیار دور بودند به عنوان دلیل عمده

ترک تحصیل اعلام شد.

دلیل بنیادی اینکه چرا ازدواج زودهنگام کودکان در جامعه سنتی ایران تداوم یافته جهانبینی  مردسالارانه می باشد. این همان دلیلی است که کودک‌همسری نسل ها است در فرهنگ ایران باقی مانده است.

علیرغم اینکه اکثریت پاسخگویان ) 48 درصد( معتقد بودند که کودک‌همسری باید متوقف شود، هنوز بسیاری از مردم مصرانه آن را اعمال می کردند حتی در میان کسانی که آن را مردود می شمردند. از نظر آنها اثرات زیانبار ازدواج کودکان هزینه کوچکی است که باید برای تبعیت از هنجارهای جامعه سنتی پرداخت. ازدواج زودهنگام کودکان در زمانی که جامعه در میانه کشمکش ها و مخاصمات اجتماعی است به عنوان

یک مکانیزم دفاعی دیده میشد. زمانی که ناآرامی ها یا فجایع طبیعی در یک کشور اثر میگذارد دختران اولین کسانی هستند که لطمه می بینند. والدین به ازدواج دادن بچه هایشان به عنوان مکانیزمی برای دست وپنجه نرم کردن با این بلایا متوسل می شوند تا درجاتی از امنیت و رفاه را برای دخترشان خصوصاً در زمانی که خطر خشونت جنسی افزایش می یابد، تضمین کنند.

قشربندی اجتماعی خود باعث شکلگیری ازدواج کودکان است. در روستاهایی که ساکنین در اقشار بالاتر اقتصادی قرار داشتند، نرخ ازدواج کودکان با افزایش روبهر و میشد. این تمایز اقتصادی به کودک

همسری به عنوان ابزاری به طبقه بندی اجتماعی دامن می زند. خانواده ها ترجیح می دهند فرزندانشان با افرادی در طبقه ی اقتصادیِ خود ازدواج کنند تا سلسه مراتب نظم و قدرت و رفاه را حفظ کنند.

راهکاری برای حل شدن مشکل بخت سیاه در لباس سفید

زمانی که بین هنجارهای اجتماعی و تفسیرهای دینی تضاد وجود داشته باشد، این دومی است که خود را با اولی تطبیق میدهد. در مورد ازدواج زودهنگام، ننگ اجتماعی از دست دادن آبرو در جامعه و ترس از مطرود شدن به خاط ر تبعیت نکردن از هنجارهای اجتماعی علل رواج کودک‌همسری هستند.

رسوم نامناسب رایج و هنجارهای جنسیتی- فرهنگی اجتماعی که در جوامع ایرانی وجود دارد، به نگهداشت رسم کودک‌همسری کمک می کند. در جامعه سنتی که در آن از دست دادن بکارت هنوز یک تابو است، رسوم برای جلوگیری از تغییر این تابوها شکل می گیرد.

انحراف از هنجارها امری نادر است. به محض اینکه دختربچه به سن خاصی می رسد معمولا در اوایل نوجوانی به عنوان تهدیدی قلمداد می شود که باید به سرعت ازدواج کند.

زنان با کمبود تحصیلات و فرصتهای کم مشارکت های اجتماعی موقعیت سرکوبگرانه یکسانی را به دختران خود منتقل می کنند. با غفلت در تغییری که می توانستند به طور بالقوه در زندگی دخترانشان به

وجود بیاورند، قربانیان کودک‌همسری که اکنون بازماندگان آن هستند، دقیقاً همین محدودسازی را با همان شیوهای که خود تجربه کردند، در حق کودکانشان مرتکب می شوند.

پیچیدگی ازدواج زودهنگام کودکان برنامه های هماهنگ سیاسی و قانونی اثرگذار در سطوح محلی، ملی و بین المللی را اجتناب ناپذیر می کند. مجموعه ای از رویکردها در مورد ازدواج کودکان وجود دارد. هرکسی به طور سرنوشت سار نقشی برای ایفا کردن دارد. این بدان معناست که برای ریشه کنی ازدواج زودهنگام مداخلات پایدار طولانی مدت که در هماهنگی با هم قرار دارند و بازتابی از توانمندسازی دختران، پویایی خانوادهها و جوامع، دسترسی به خدمات و استقرار قوانین و سیاستهای مناسب هستند، ضرورت دارد.

سیاستگذاران و مسئولین دولتی هنوز هم این شرایط اضطراری را نادیده می گیرند. کنار گذاشتن این انکار جمعی و روی آوردن به واقعیات عینی به ریشه کنی ازدواج کودکان منتهی می شود.

 

درباره نویسنده

کامیل احمدی مردم­شناس اجتماعی و پژوهشگر، برنده جایزه “ناموس”در دانشگاه حقوق لندن از بنیاد حقوق زنان(IKWR) و برنده جایزه “صلح” بنیاد جهانى صلح زنان بخش ادبیات و علوم انسانی در دانشگاه جورج واشنگتن است. پژوهش های کامیل احمدی درباره توسعه اجتماعی و بین مللی، اقلیتها و مسائل مرتبط با جنسیت می باشد. پژوهش های قبلی وی به زبانهای انگلیسی، ترکی استانبولی، فارسی و کوردی با این عنوان چاپ شده اند:  ” نگاهی دیگر به شرق و جنوب شرق ترکیه” ( نگاهی مردم شناسی به ادادب و رسوم مزوپوتامیا) Etkim press, Istanbul, Turkey 2009  ” به نام سنت” (پزوهشی جامع در باب ختنه زنان در ایران) که توسط Uncut Voices Press-Oxford- 2015 و نشر شیرازه انتشار یافت. “طنین سکوت” (پژوهشی جامع در باب ازدوج زودهنگام کودکان در ایران) Nova Science Publisher, Inc., New York 2017. و کتاب “خانه ای بر روی آب” (پژوهشی جامع در باره صیغه / ازدواج موقت در ایران) توسط نشر شیرازه منتشر شد و  کتاب “خانه ای در سایه” (پژوهشی جامع در باب ازدواج سفید در ایران) نیز توسط همین ناشر اماده رونمایی است. پژوهش دیگر وی به نام “یغمای کودکی” که با انجمن حمایت از حقوق کودکان انجام داده بود به موضوع زباله گردی کودکان در تهران می پردازد در سال 1399 از ان رونمایی گردیید.  کتاب “شهر ممنوعه” پژوهشی بر باب دگرباشان در ایران که از انان مقالات  نیز  به فارسی و انگلیسی استخراج و چاب شده اخیرا توسط نشر مهری در لندن چاپ گردیده است. پژوهش تازه وی “از مرز تا مرز” پژوهشی جامع در باب هویت و قومیت در ایران  می باشد که در حال چاپ می باشد

 

منابع

الحکم. حسین و مک لالین، کنث(1395)، ازدواج های قابل بحث: ازدواج و کودک‌همسری در عربستان صعودی، مجله مروری بر خانواده و ازدواج

دهامی. س و شیخ. الف(1379)، خانواده ی مسلمان: تنگنا و تعهد. مجله ی پزشکی غرب، 173: 352

رشاد. ه، عثمان. م و رودی فهیمی، ف(1384)، ازدواج در جهان عرب. واشنگتن دی سی

گافنی ریس، ار (1390)، قانون بین المللی به عنوان ابزاری جهت مبارزه با ازدواج کودکان. مجله بین المللی  حقوق بشر، 15(3): 359-373.

لویزا، اس و وانگ، اس (1391)، بسیار زود ازدواج کردن، پایان کودک‌همسری.

http://www.unfpa.org/sites/default/files/pub-pdf/MarryingTooYoung.pdf

ویتش، متیو(1384)، سن رضایت: جوانان، میل جنسی و شهروندی. نشر پالگریو مک میلان

هرمنسم. م(1391)، جوانی مسلمان و هویت مذهبی: رویکردهای سنتی و چالش های معاصر. به ویراستاری بانگ. م، کودکان، بزرگسالان و مسدولیت های مشترک: رویکردهای یهودی، مسیحی و مسلمان، انتشارات کمبریج: 119-134.

[email protected]

[2] Girls, not brides

[3]  ماده 1041 قانون مدنی می گوید: ازدواج دختران قبل از 13 سالگی و پسران قبل از 15 سالگی مشروط بر اجازه ی قیم و با در نظر داشتن صلاح و مصلحت کودک توسط دادگاه، جایز است.

[4] DHS

بختِ سیاه در لباسِ سفید, بختِ سیاه در لباسِ سفید دانلود PDF