از مرز تا مرز : پژوهشی جامع در باب هویت و قومیت در ایران

بسیاری از صاحب‌نظران پیش‌بینی می‌کردند که بعد از سال‌های جنگ جهانی دوم و به دنبال در پیش گرفتن برنامه‌های کلان و یکدست ساختاری در سطح ملل و عصر جهانی شدن و همچنین همراه با رشد شهرنشینی و تحصیلات، آسان‌تر شدن رفت و آمد به محیط‌های مختلف و فضای رسانه‌ای که به کوچک‌تر شدن قلمرو زمانی و مکانی انجامیده، گرایش‌های قومیتی تضعیف خواهد شد و جوان تحصیل‌کرده امروزی چندان در قید و بند این موضوع قرار نخواهد گرفت؛ اما روند خودمختاری در جمهوری‌های شوری سابق و مستعمرات انگلیس و ادامه این فرایند هویت‌طلبی قومی به قلب اروپا و کشورهای توسعه‌یافته نظیر انگلیس (اسکاتلند، ایرلند شمالی، ولز)، اسپانیا (کاتالونیا، باسک)، ایتالیا (شمال و جنوب ایتالیا و ونتو در ونیز)، لهستان (سیلسیای علیا)، سوئیس (ژورا)، بلژیک (فلاندر شمالی)، فرانسه (بریتانی)، قبرس (بخش ترک‌نشین شمال قبرس) و ده‌ها مورد دیگر حکایت از زنده بودن گرایش‌های قومی، علی‌رغم همه این دیدگاه‌ها در دنیای جدید دارد. مواردی که نشان می‌دهد که روند هویت‌یابی قومی را نباید مختص جهان سوم و کشورهای توسعه‌نیافته دانست.

در یک قرن اخیر، گرایش‌های قومی در میان اقوام ایرانی نیز با شدت و ضعف متفاوتی وجود داشته است؛ اگرچه برخی قومیت‌ها در ایران خود را در جایگاه ملتی مستقل می‌دانند. در سال‌های ابتدایی حکومت محمدرضاشاه و در آذربایجان فرقه دموکرات توانست برای مدت حدود یکسال اعلام خودمختاری کند و اداره مناطقی از آذربایجان را به دست بگیرد. در همان زمان و در کردستان نیز حزب دموکرات کردستان توانست کنترل تعدادی از شهرهای کردنشین را به دست بگیرد. در سال‌های بعد از انقلاب نیز بیشتر مناطق کردنشین درگیر جنگ‌هایی در رابطه با هویت خواهی قومی بودند. مناطق بلوچ‌نشین نیز در دوران رضاشاه و محمدرضاشاه شاهد اتفاقاتی در این زمینه بود که با اقدامات مقابله‌ای حکومت مرکزی بعد از مدتی خاموش شدند.

در میان عرب‌زبانان نیز گرایش‌های هویت‌خواهانه قومی در یک قرن اخیر همواره وجود داشته و آخرین فعالیت‌های آن‌ها در این زمینه را می‌توان تلاش‌های گروه الاهوازیه دانست. دلیل عمده و ریشه اساسی این نارضایتی‌ها را می‌توان در احساس نابرابری‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، زبانی، مذهبی و… در میان اقوام و به هنگام مقایسه خود با دیگر گروه‌های قومی و به خصوص فارس‌زبانان دانست. در زمینه سیاسی اقوام کرد، ترک، عرب و بلوچ بر این باور هستند که در ساختار سیاسی کشور جایگاه آن‌چنانی ندارند و در پست‌های اساسی وزارت، استانداری، سفارت و… مسئولانی از گروه قومیتی آن‌ها وجود ندارد. در زمینه اقتصادی این باور وجود دارد که بخش عمده امکانات کشور در استان‌های مرکزنشین جمع شده و مناطقی نظیر آذربایجان نیز اگرچه امروزه دارای امکاناتی است، بیشتر نتیجه تلاش‌های خود مردمان آن و یا صنایع کارخانه‌ای ساخته شده در دوران قبل از انقلاب است. در بخش فرهنگی، اقوام موردمطالعه بر این باورند که محدودیت‌هایی علیه فستیوال‌ها و همایش‌های منطقه‌ای، جشن‌ها و آداب و رسوم محلی آن‌ها انجام می‌شود و رسانه‌های ملی و محلی چنان‌که باید پوشش فرهنگی آن‌ها را بازتاب نمی‌دهند و در خدمت فرهنگ محلی نیستند.

در رابطه با زبان مادری، با وجود عمر چهل‌ساله انقلاب اسلامی، کودکان گروه‌های مختلف قومی همچنان مجبور هستند که با زبان دوم به آموزش و تحصیل در مدارس کشور بپردازند و در کل دوران تحصیل، واحدی جهت آموزش رسمی به زبان مادری وجود ندارد.

گروه‌های قومیتی بلوچ و نیز بخشی از کردها، از لحاظ مذهبی دارای گرایش مذهبی متفاوت با مذهب رسمی کشور بوده و بر این باور هستند که نگاه ایدئولوژیک مسئولان باعث شده تا اجحاف‌هایی علیه آن‌ها در این زمینه صورت بگیرد.

موارد ذکر شده تنها بخشی از مطالبات گروه‌های قومی در یک قرن گذشته و بخصوص در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است. مطالباتی که همواره با نگاه امنیتی با آن برخورد و مخل انسجام و وفاق ملی دانسته شده‌اند و به صورت مقابله‌ای، قهری و خشونت‌آمیز با آن رفتار شده است. در نتیجه به رفتارهای خشونت‌آمیز میان مرکز و گروه‌های قومی انجامیده که بعد از مدتی و با تضعیف گروه‌های قومی سکوتی ناخوشایند بر مردمان آن حاکم شده است.

این پژوهش که کار مطالعاتی آن به طور عمده بر روی افراد طبقه متخصص و الیت این گروه‌ها و با درصدی کمتر گروه عوام و مردم کوچه و بازار آغاز شد، در درجه نخست به دنبال پاسخگویی به این پرسش‌ها است که قومیت‌ها چه درکی از خودشان و از هویت‌های دیگری دارند‌ که با آن‌ها غیریت‌سازی می‌کنند و خود را در کجای ساختار سیاسی، اقتصادی و جامعه امروز ایران می‌بینند و نظرشان در مورد همگرایی، مشارکت سیاسی، زبان مادری و مرکز پیرامون چیست.

به طور قطع بیان این موارد از طریق روش‌های علمی و با انجام مصاحبه‌های متعدد با نخبگان و نیز در سطح مردمی، ضمن نشان دادن مطالبات فعلی هریک از گروه‌های قومی موردمطالعه به روشی صلح‌آمیز، می‌تواند یاری‌رسان تصمیم‌گیرندگان دولتی جهت حل مسالمت‌آمیز آن‌ها باشد و به وفاق و انسجام ملی نیز کمک خواهد کرد.

این کتاب با مطالعه بر روی پنج قوم ترک، کرد، بلوچ، عرب و فارس (مناطق فارس‌زبان) انجام شده و در حال حاضر در نوبت انتشار است. همچنین نسخه خلاصه شده و مقالات مرتبط با آن در صفحه مقالات وب‌سایت هم‌اکنون موجود است.

  دانلود نسخه PDF فارسی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *