کودکان کار

براساس تعریف معیارهای مسئلۀ اجتماعی و برپایۀ کنوانسیون حقوق کودک، کار کودکان یکی از مسائل اجتماعی است که از دیرباز به طرق مختلف وجود داشته است، مسئله‌ای که براساس دو مؤلفه به‌صورت رسمی در کشورهای مختلف تعریف می‌شود: نخست نوع کار، و سپس حداقل سن مناسب برای آن کار؛ نوع کار به‌ این‌ معنی است که کودک در فعالیتی اشتغال دارد که فرایند رشد طبیعی او را دچار اختلال می‌کند و سن مناسب در کار یعنی کودک کاری را انجام دهد که، مطابق با اسناد بین‌المللی، مناسب سن او نیست و زیان‌آور محسوب می‌شود. کودکی که تحت شمول یکی از این دو مؤلفه قرار گیرد کودک کار نامیده می‌شود و کار کودک در جوامع امروزی مسئله‌ای سازمان‌یافته با دلایل و ریشه‌های پیچیده است که آن را در بخش‌ها و فرهنگ‌های مختلف به مسئله‌ای جهانی تبدیل کرده است. فقر و بی‌ثباتی اجتماعی، تحصیلات پایین و کمبود آگاهی، برنامه‌های ضعیف اجتماعی، و فرصت ناکافی برای شغل مناسب برخی از دلایل کودکان کار در سراسر جهان به‌شمار می‌روند.

کودکان کار

گزارش سال 2018 سازمان بین‌المللی کار نشان می‌دهد تقریباً 218 میلیون کودک کار در جهان وجود دارند که از این میان، 150 میلیون کودک قربانی کار در کودکی هستند و تقریباً 73 میلیون نفر از آن‌ها به کارهای خطرناک و زیان‌آور مشغول‌اند. این آمار بیانگر آن است که تقریباً از هر 10 کودک در جهان 1 نفر کودکان کار است.
این آمار به‌وضوح نشان می‌دهد، باوجود این‌که کشورهایی با درآمد پایین به توجه ویژه‌ای نیاز دارند، مبارزه با کار کودکان تنها با تمرکز بر کشورهای فقیر امکان‌پذیر نیست. مسئلۀ مشترک میان کشورهای فقیر با درآمد متوسط و ثروتمند همانا فقر خانواده و جامعه است.

این آمار به‌وضوح نشان می‌دهد باوجود این‌که کشورهایی با درآمد پایین به توجه ویژه‌ای نیاز دارند، مبارزه با کار کودک تنها با تمرکز بر کشورهای فقیر امکان‌پذیر نیست. مسئلۀ مشترک میان کشورهای فقیر با درآمد متوسط و ثروتمند همانا فقر خانواده و جامعه است.
پژوهش پیش‌رو با محوریت اشکال گوناگون کار کودکان، ازجمله کار خیابانی و دست‌فروشی، کار در تولیدی، کار در کارواش، شاگردی در مغازه، زباله‌گردی، کار در کارگاه‌های زیرزمینی، کار خانگی، کار در منزل، کار در کوره‌پزخانه‌ها، و …، به روش نظریۀ داده‌بنیاد (GT) صورت گرفته است.
آنچه در پژوهش حاضر نسبت‌به دیگر پژوهش‌های انجام‌شده در حوزۀ کودکان کار پُررنگ است در وهلۀ نخست نوع و کیفیت پژوهش است که روشی کیفی و برآمده از بطن و درون میدان محسوب می‌شود؛ یعنی جامعۀ هدف، خود، با نگاهی پدیدارشناسانه و چندجانبه به مقولۀ کار، اشکال، مخاطرات، و راهبردهای آن پرداخته‌اند که در این بین فهم و شناخت آن‌ها از کار و تجارب روان‌شناختی آنان از محیط کار جالب‌توجه و حائز اهمیت است.
در این پژوهش علل گوناگون کار کودکان در هریک از مشاغل بررسی شده و متغیرهای جنسیت، قومیت و سن به‌طور مجزا در بیست و دو نوع کار کودک تحلیل و بررسی شده است. مخاطرات در کار کودکان یکی از موضوعات چشمگیر در پژوهش حاضر است که برحسب نوع کار و شرایط سنی و عوامل گوناگون دیگر، شدت آسیب‌های متفاوتی را موجب می‌شود.
استثمار در کار کودکان و بازار کار غیررسمی دو مقولۀ محوری این پژوهش‌اند و شکاف توسعه، تنش و منازعات موجود در کشور افغانستان، فقر و بیکاری خانواده، بدسرپرستی و بی‌سرپرستی، و علاقه به کار جزو عوامل علّی کار کودکان در این پژوهش هستند. از نحوۀ اجرای قوانین و نظارت بر آن، شبکه‌های مهاجران، تبعیض‌های قومیتی و جنسیتی، روابط قدرت، اسکان (محل سکونت)، ارزش‌ها و نگرش‌ها می‌توان به‌عنوان عوامل مداخله‌گر و از سن، جنسیت، قومیت، شرایط خانوادگی به‌عنوان عوامل زمینه‌ای در پژوهش نام برد.
کنترل و مراقبت از کودک، بهنجارسازی، میانجیگری، ذی‌نفعان، کنش‌های فعالانه و منفعلانه راهبردهای مدل زمینه‌ای پژوهش هستند. محرومیت از تحصیل، فراغت و تغذیۀ مناسب، مشکلات سلامت، تجربۀ خشونت و انواع مخاطرات (به‌مثابۀ پیامدهای منفی و ناخوشایند)، تأمین نیازهای اولیۀ خانواده، حرفه‌آموزی و ارتقای شغلی (به‌مثابۀ پیامدهای مثبت و خوشایند) پیامدهای کار کودکان و مدل زمینه‌ای پژوهش‌اند.
نکتۀ دیگر این پژوهش آن است که سعی شده است مقولۀ کار کودکان از نگاه تمامی کنشگران کلیدی، یعنی خودِ کودکان و والدینشان، کارفرمایان، فعالان و متخصصان حوزۀ کودکی، و مسئولان حکومتی در سازمان‌ها و ارگان‌های مرتبط با حوزۀ کار کودکان (همچون شهرداری‌ و بهزیستی و نیروی انتظامی) بررسی و مطالعه شود. بنابراین نگاهی چندجانبه به پدیدۀ کار کودکان دارد.
درواقع این مطالعه درپی آن بوده است تا با شناسایی اشکال گوناگون کار کودکان، عوامل ایجادکنندۀ آن، سازوکارهای منجرشونده به شکل‌گیری کار کودک، و مسائل و پیامدهای کار برای کودکان، درجهت رفع موانع و کاهش آسیب‌ها افراد و سازمان‌های درگیر در بروز این پدیده را آگاه ‌سازد.
و نکتۀ دیگر این‌که پژوهش حاضر با پرداختن به اشکال مختلف و زوایای پنهان کار و محیط‌های کاری و توصیف محل‌های کار کودکان تصویری روشن از فضایی که کودکان در آن به کار مشغول‌اند ارائه می‌دهد و باعث می‌شود تا اشکال مختلف ناشناختۀ کار کودکان در تهران برای مخاطب ملموس شود و بتواند درک درستی از مخاطرات کار کودکان بیابد و همچنین افقی را به‌روی سیاست‌گذاران و متولیان امر می‌گشاید تا با شناختی واقعی بتوانند درجهت حذف کار کودکان قدم بردارند.
این پژوهش همچنین سعی داشته است به‌روزترین وضعیت کار کودک در ایران و به‌خصوص کلان‌شهرها را نشان دهد. درست است که حوزۀ میدان این پژوهش کلان‌شهر تهران و حومۀ آن بوده است، ولی می‌توان این مدل را به دیگر کلان‌شهرها و حتی سراسر ایران نیز تعمیم داد. نکتۀ مهم و قابل‌توجه دیگر دربارۀ پژوهش حاضر این است که تصویر درست‌تری از جمعیت کودکان کار در شهر تهران را نشان می‌دهد. همچنین ارتباط بی‌واسطه‌ای است که خواننده می‌تواند با جامعۀ هدف ازطریق نقل‌قول‌ها و جزئیات قوم‌نگاری آنان پیدا ‌کند و درواقع آینۀ تمام‌نمایی از کودکان کار و شرایط و وضعیت آنان است. به‌دلیل مطالعات مردم‌شناختی و باوری که نسبت‌به اهمیت کار میدانی دارم، در تمام کارهای مطالعاتی‌ام تلاش کرده‌ام جامعۀ هدفْ پیام‌آور بی‌واسطه به خواننده باشد و حرف اصلی را خود آن‌ها بگویند. در این تحقیق نیز نقل‌قول‌ها همین وظیفه را ایفا می‌کند و چه‌بسا برخی از اشکال کار کودک که در این پژوهش معرفی شده‌اند به‌دلیل ماهیت پنهان موردتوجه قرار نگرفته باشند، ولی از لابه‌لای نقل‌قول‌های جامعۀ هدف و کودکان کار زوایای پنهان این کارها و آسیب‌هایی که برای کودکان به‌همراه دارند بازنمایی شده است.

کودکان کار2

در کتاب ردپای استثمار در جهان کودکی “پژوهشی جامع بر اشکال کار کودکان در ایران” ضمن معرفی 23 شکل کار کودک، علل تداوم‌بخش کار کودک و مخاطراتی که کار زودهنگام برای کودکان درپی دارد نیز بررسی شده است.

آنچه پژوهش حاضر را از دیگر پژوهش‌های انجام‌شده در حوزۀ کودکان کار متمایز می‌کند ویژگی و تمایز روش کیفی آن است که آن را در زمرۀ مطالعات جدید حوزۀ کودکی قرار می‌گیرد. در مطالعات و متون جدید به‌جای «تحقیق دربارۀ کودکان» (Research about Children) از «تحقیق با یا به‌وسیلۀ کودکان» (Research with or by Children) استفاده شده است و جامعۀ هدف، یعنی کودکان، راویان بدون واسطۀ زندگی و کودکی خود هستند. درواقع جامعۀ هدف، خود، با نگاهی پدیدارشناسانه و چندجانبه به مقولۀ کار، اشکال، مخاطرات، و راهبردهای آن پرداخته‌اند.
از آنجا که پژوهش ردپای استثمار در جهان کودکی به اغلبِ اشکالِ کارِ موجود در کلان‌شهر تهران و حومه به‌تفصیل پرداخته است، نتایج این پژوهش در خصوص کودکان کار به سراسر ایران، خصوصاً دیگر کلان‌شهرها، نیز قابل‌تعمیم است.

کودکان کار3

این پژوهش به‌صورت نسخۀ الکترونیکی ازسوی آوای بوف هم‌زمان با روز جهانی مبارزه با کار کودک در دسترس همگانی قرار گرفت و نسخۀ کامل آن برروی وبگاه شخصی نگارنده موجود است.

مطالعه بیشتر مطالعه کمتر
آرشیو اخبار قدیم