خشونت علیه مردان
اثر حاضر تلاشی است برای بازاندیشی در یکی از ابعاد کمتر دیدهشده مسائل اجتماعی؛ یعنی تجربهها، آسیبها و مسائل مرتبط با جنس مذکر، مردان و پسران. کتاب با تمرکز بر موضوع خشونت و آسیبهای اجتماعی، میکوشد از چارچوبهای سادهانگارانه و دوگانهساز فاصله بگیرد و با نگاهی روشمند و تحلیلی، برخی از کلیشههای رایج درباره مردانگی، نقشهای جنسیتی و نابرابریهای اجتماعی را مورد نقد و بازنگری قرار دهد.
در بسیاری از روایتهای رایج، مردان عمدتاً در جایگاه صاحبان قدرت یا عاملان خشونت دیده میشوند؛ حال آنکه واقعیت اجتماعی پیچیدهتر از آن است که بتوان تجربههای یک جنس را در قالب تصویری یکدست و از پیش تعیینشده توضیح داد. مردان و پسران نیز، متأثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و همچنین انتظاراتی که از «مرد بودن» وجود دارد، میتوانند با اشکال متفاوتی از فشار، محرومیت، خشونت و آسیب اجتماعی مواجه شوند؛ تجربههایی که گاه کمتر دیده، شنیده یا حتی به رسمیت شناخته میشوند.
از این منظر، کتاب میکوشد پرسشهایی اساسی را پیش روی خواننده قرار دهد: کلیشههای مردانگی چگونه بر زندگی مردان و پسران تأثیر میگذارند؟ چرا برخی از آسیبهای آنان کمتر در فضای عمومی و علمی دیده میشود؟ انتظارات اجتماعی از مردان چه نسبتی با خشونت، آسیبپذیری و نابرابری دارند؟ و آیا میتوان بدون شناخت تجربههای همه گروههای اجتماعی، به درکی جامع از مسئله خشونت و نابرابری جنسیتی دست یافت؟
طرح چنین پرسشهایی به معنای تقلیل اهمیت یا انکار پدیده جدی و پیچیده خشونت علیه زنان نیست و این اثر نیز در پی ایجاد تقابل میان مسائل زنان و مردان نیست. برعکس، نقطه عزیمت کتاب آن است که شناخت دقیق خشونت و نابرابری، زمانی کاملتر خواهد شد که تجربهها، آسیبها و موقعیتهای متفاوت همه گروههای جامعه امکان دیدهشدن و بررسی علمی پیدا کنند.
از همین رو، پرداختن به مسائل مردان و پسران نه در برابر مطالعات زنان، بلکه میتواند در امتداد تلاش گستردهتر برای فهم سازوکارهای خشونت، تبعیض و نابرابری قرار گیرد. چنین رویکردی امکان میدهد به جای رقابت میان رنجها یا قرار دادن گروههای اجتماعی در برابر یکدیگر، زمینههای مشترک تولید آسیب شناسایی شوند و راهحلهایی فراگیرتر برای کاهش خشونت و افزایش امنیت اجتماعی شکل گیرد.
این کتاب در نهایت دعوتی است به گسترش میدان دید ما نسبت به مسئله جنسیت؛ نگاهی که انسانها را صرفاً در قالب کلیشههای زنانه و مردانه تعریف نمیکند، بلکه پیچیدگی تجربههای زیسته، تفاوت موقعیتهای اجتماعی و اشکال گوناگون آسیبپذیری را به رسمیت میشناسد.
هدف نهایی، تکمیل پازل شناخت خشونت و فراهمکردن بستری برای حرکت به سوی «عدالت جنسیتی» واقعی، متوازن و فراگیر است؛ عدالتی که در آن امنیت، کرامت و امکان برخورداری از زندگی عاری از خشونت، امتیاز یک جنس یا گروه خاص نباشد، بلکه حقی برای همه انسانها، با هر جنسیت و گرایش جنسی، تلقی شود.
این اثر میتواند برای پژوهشگران و دانشجویان علوم اجتماعی، جامعهشناسی، انسانشناسی، مطالعات جنسیت، روانشناسی و حقوق، فعالان اجتماعی و همچنین خوانندگانی که به دنبال نگاهی متفاوت و چندجانبه به مسائل جنسیت و خشونت هستند، زمینهای برای تأمل، گفتوگو و بازاندیشی فراهم آورد.
جست و جو
مقالات علمی
مقالات مرتبط
معرفی کوتاه
کامیل احمدی در کُردستان چشم به جهان گشود. او فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در رشته مردم شناسی اجتماعی و قوم نگاری تصویری از دانشگاه کنت انگلستان است و دوره های تخصصی سیاست در خاور میانه و روش تحقیق را از دیگر دانشگاهای بریتانیا اخذ کرده است و به پژوهشگر حوزه سنتهای آسیب زا شناخته میشود. احمدی سرپرست و تدوینگر کتب و مقالات پژوهشی به زبانهای فارسی، کردی و انگلیسی است.وی در سال 2017 جایزه “ناموس/افتخار واقعی” را از سازمان IKWRO در دانشگاه حقوق لندن کسب کرد و در سال ۲۰۱۸ جایزه “ادبيات و علوم انسانى” دانشگاه جورج واشنگتن برای مجموعه آثار بخش ادبیات و علوم انسانی به کامیل احمدی اهدا شد.برخی از آثار بدین قرارند: سازگاری و مقاومت در مهاباد، نگاهی دیگر به شرق و جنوب شرق ترکیه، به نام سنت، خانه ای بر روی آب، طنین سکوت، یغمای کودکی و … اشاره کرد.
مقالات علمی
مطالب مرتبط
سوالات متداول
- سن قانونی ازدواج در ایران چند سال است؟ دین اسلام شرط سنی مشخصی برای ازدواج درنظر نگرفته است، اما سن بلوغ شرعی را پانزده سال قمری برای پسران و نُه سال قمری برای دختران میداند و قائل به این است که بلوغ طرفین آنان را برای ازدواج مهیا میکند. برپایۀ مادّۀ ۱۰۴۱ قانون مدنی، «عقد نکاح دختر قبلاز رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبلاز رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط به اجازۀ ولی بهشرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است.» اما در مواردی مشاهده شده است که دخترانی در نُهسالگی عقد شدهاند.
- آیا کودک همسری برای پسران نیز آسیب زاست؟ وقتی پسری در سن زیر 18 سال را وارد مقوله ازدواج و تشکیل خانواده میکنند، بار فشارهای مسولیت زندگی، استقلال پیش از موعد، فقدان بلوغ اجتماعی، مشکلات مالی ناشی از عدم بلوغ اقتصادی، ضعف مهارت مدیریتی و تصمیم گیری و تصمیم سازی، ضعف بلوغ عاطفی، فشار انتظارات اجتماعی از نقش و پایگاه جدید کودک و … سبب سرخوردگی و بحران وجودی در کودک شده و آینده او را با اختلال مواجه می کند. جدای از اینها؛ گسست یکباره از دنیای کودکی و عدم تجربه اقتضائات سنی، رها کردن تحصیل و … سرخوردگی روحی در او ایجاد کرده و زمینه ساز اختلافات خانوادگی در آینده او خواهد شد. “کودک مردی” که باید از فردای عروسی و آغاز زندگی مشترک، زیر بار مسئولیت خانواده برود، نانآور خانواده خود شود و در مناسبات اجتماعی نقش ایفا کند، بهسرعت و بالاجبار وارد دوره بزرگسالی میشود و در حالی که به زندگی بزرگسالی عادت ندارد، انجام تمام مسئولیتهای یک مرد بالغ از او انتظار می رود. امکان دارد اراده و اعتماد بنفس او به دلیل ناتوانی در اجرای نقش های تحمیل شده، خدشه دار شده و حتی اگر ازدواج موفقیت آمیزی داشته باشد؛ حسرت انتخاب همسر او را دچار افسوس کند.
- وجود صیغه محرمیت چه تاثیری در کودک همسری دارد؟ صیغه محرمیت برای کودکان، بستر مناسبی برای تسهیل ازدواج زودهنگام است. وقتی جامعه و خانواده رابطه میان دختر و پسرِ کم سن و سال را با خواندن خطبه صیغه، شرعی و قابل پذیرش و مَحرم قلمداد می کنند؛ در برخی موارد، این صیغه، صرفا به محرمیت ختم نشده و منجر به برقراری رابطه جنسی میان نوجوانان میشود. این رابطه جنسی گاهی بارداری ناخواسته هم بدنبال دارد که به ازدواج زودرس می انجامد. قانون، فرهنگ، سنت و خانواده در سنی ازدواج را به کودکان تحمیل می کنند که آنان فاقد درک روشن و صحیحی از رابطه زناشویی و مسولیت های متعاقب آن هستند. این پدیده به پیامدهای ناخوشایندی مانند کودک همسری، کودک بیوگی، ترک تحصیل کودکان و نوجوانان، نقض حقوق کودکان و زنان و آسیبهای جسمی و روانی بهویژه برای دختران و زنان انجامیده است.
English
Kurdish (کوردی)