اقوام ایرانی یا ملیتهای ایران
یکپارچگی یا تجزیه در بستر چالش قومیت و ملیت
کامیل احمدی و همکاران
فارسی، انگلیسی و کوردی: نشر آوای بوف
سال انتشار ۲۰۲۵
A title
Image Box text
یکپارچگی یا تجزیه در بستر چالش قومیت و ملیت
کامیل احمدی و همکاران
فارسی، انگلیسی و کوردی: نشر آوای بوف
سال انتشار ۲۰۲۵
Image Box text
جامعه ایران از دیرباز با زیست چندقومیتی-ملیتی و چندهویتی قوام و دوام یافته است. برخی از صاحبنظران بر این باورند که هر تبیین تعمیمی دربابِ جوامع چندقومیتی-ملیتی بدون عنایت و بررسی عامل قومیت از کفایت و بسندگی لازم برخوردار نخواهد بود. با توجه به اهمیت فزاینده و پایدار اجتماعات قومی در تکوین و تحکیم انسجام اجتماعی و آینده سیاسی ایران، بررسی علمی اقوام بیشازپیش باید مورد توجه واقع شود.
این اثر پژوهشی درباب هویت، قومیت و ملیت با محوریت صلح است که در سیزده استان ایران با نگاهی مردمشناختی انجام گرفته است. کار مطالعاتی این پژوهش که بهطور عمده بر روی افراد متخصص و نخبه، و با درصدی کمتر بر روی گروه عوام و مردم عادی متعلق به گروههای قومی- ملی ایران انجام شد، کە با اذعان به اهمیت قومیت- ملیتها در مناسبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران معاصر و تاثیرپذیری معنادار تحولات جاری و آتی از این متغیر اساسی، از دید تفسیرگرایی و روششناسی کیفی با استفاده از روش نظریۀ زمینهای به واکاوی پاسخ این پرسشها و تبیین وجوه مختلف مسائل قومی- ملی در ایران میپردازد که قومیت- ملیتها چه درکی از خویشتن و از هویتهای دیگری که با آنها غیریتسازی میکنند، دارند؟ خود را در کجای ساختار سیاسی و اقتصادی جامعۀ ایران میبینند و نظرشان دربارۀ همگرایی، مشارکت سیاسی، زبان مادری، و مرکز _ پیرامون چیست؟
سامان این اثر پژوهشی، افزون بر پیشگفتار، مقدمه و نتیجهگیری، چهار فصل اصلی و یک فصل ضمیمه را شامل میشود. در فصل نخست ابعاد مفهومی و نظری هویت، قومیت و ملیت به مثابه مفاهیم پایه پژوهش بررسی شده است تا از خلال توصیف و تشریح مفاهیم و مبانی نظری، زمینه فهم اصولی بُعد نظری موضوع فراهم گردد و با اتکا به رهیافتهای نظریِ دارای قابلیت تبیینی در شناخت و تحلیل امر قومی در ایران معاصر، بستر نظری ارائه مدل مفهومی پژوهش و تحلیل وجوه متکثر پدیدارهای قومی- ملی در ایران معاصر فراهم گردد. در فصل دوم با مروری مطالعاتی بر تاریخچه اقوام- ملتها در ایران، پیشینه، جایگاه و نقش سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اقوام ایرانی در تاریخ ایران بالاخص دوره معاصر تشریح شده است و تصویری کلی اما جامع از اقوام در پهنه کلی جغرافیا، تاریخ و فرهنگ ایران ارائه شده است، در پایان فصل نیز بازنمایی این نقش و زوایای آن در مطالعات قوم شناختی ایران مورد بازخوانی قرار گرفته است. فصل سوم که جانمایه کتاب است؛ تحلیل و تفسیر یافتههای پژوهش میدانی را در خود جای داده است. دادهها و اطلاعات گردآوری شده تحقیق میدانی در این فصل پس از طی مراحل پژوهشی استخراج، کُدگذاری و معنابخشی به دادههای کیفی در قالب مضامین سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در اشکال متنوع تحلیلهای توصیفی و آماری ارائه شدهاند. فصل چهارم کتاب مشتمل بر نتیجهگیری و پیشنهادات است، که در آن، پس از ارائه جمعبندی کلی یافتههای توصیفی و تبیینی اثر، راهکارهای پیشنهادی به منظور حل مسائل هویت قومی و عبور از مشکلات متاثر از تعارضات قومی ارائه شده است. فصل ضمیمه که شامل تبیین رخدادهای سیاسی و اجتماعی ایران از سال 1398 تا 1401 میشود، فصل پایانی کتاب است.
تفسیر و تحلیل یافتهها و دستاوردهای این پژوهش درباب وضعیت اقوام و مسئله قومیت در ایران، با اذعان به همبستگی و همزیستی تاریخی اقوام در این سرزمین، از روند فزاینده واگرایی قومی در ایران حکایت دارد، که عامل اساسی و شتابدهنده آن گفتمانهای ملیگرای مسلط و ماهیت نظامهای سیاسی حاکم در ایران هستند، که با سیاستهای قومی و مذهبی خویش، آرایشی از هویت سرزمینی و ملی را رقم زدهاند، که انزوا و حذف هویت قومی و امحای حقوق و شایستگیهای اقوام از پیامدهای ناگزیر آن به شمار میرود.
این روند در دهههای اخیر و تحت حاکمیت ایدئولوژیک رژیم جمهوری اسلامی و در همسویی با بحرانهای کلان سیاسی واجتماعی داخلی و بینالمللی، به شکل مضاعفی تشدید شده است، چنان که بسیاری از صاحبنظران حوزه اجتماع و سیاست هشدار دادهاند؛ که با تداوم روند کنونی، فروپاشی ارکان حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران و به محاق فرورفتن امکان صلح حتمی خواهد بود.
نتایج بهدستآمده، دو سناریوی اصلی را برای ایران ترسیم کرده است: ثبات اجتماعی، و زوال سرمایۀ اجتماعی. درصورت تداوم وضعیت کنونی، که سرمایۀ اجتماعی در ابعاد مختلف دچار زوال شده است، در نهایت شاهد فروپاشی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دینی خواهیم بود، اما در سناریوی دوم ثبات اجتماعی حاصل خواهد شد و این سناریو را میتوان سناریوی مطلوب نامید که البته احتمال وقوع آن بعید بنظر می رسد. با توجه به انباشت بحرانها و فقدان ارادهای عقلانی و راهبردی از سوی حاکمیت جهت مواجهه با آن، در این سالهای پایانی قرن چهاردهم، افقهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور بیش از هر زمان دیگری، آینده مبهم و پرچالشی را به تصویر میکشند که فروپاشی اجتماعی، افزایش روند نارضایتیها، شورشها و تحرکات اجتماعی و اقتصادی و ظهور ایده جنبشهای انقلابی و عبور از رژیم حاکم از سناریوهای احتمالی آن خواهد بود.
این کتاب با مطالعه بر روی پنج قوم تُرک، کُرد، بلوچ، عرب و فارس انجام شده و توسط نشر آوای بوف در سال 2025 در لندن به چاپ رسیده است.
بعضی از داده های میدانی قابلتوجه این پژوهش در قالب نمودارهای بهقرار ذیلاند:

از دیدگاه نخبگان، اقوام ایرانی از منظر مذهب و دین مورد تبعیض قرار میگیرند و میان مذاهب شکاف عمیقی وجود دارد. البته ازنظر عوام نیز (60٫3) چنین تبعیضی وجود دارد.

براساس دادههای بهدستآمده، 85٫9 درصد از نخبگان و 63٫9 درصد از عامۀ مردم معتقد بودند آموزش به زبان مادری حقی مشروع و قانونی است. همچنین 14٫1 از نخبگان و 15٫7 از عوام مخالف مشروعیت دادن یادگیری به زبان مادری بودند.

گروههای قومی بر این باورند که علیه آنها تبعیض صورت میگیرد و این تبعیض در بخش مناصب و سمتهای کشوری نمود پررنگتری دارد بهگونهای که 84٫4 درصد از نخبگان و 85٫5 درصد از عوام بر این باور بودند که اقوام ایرانی درمعرضِ تبعیض و نابرابری سیاسی قرار دارند.

فقدان فرصت اشتغال برای اقوام وجهی از نابرابری اقتصادی است که یکی از مطالبات اصلی گروههای قومی است. بر اساس دادههای بهدستآمده، 89.8 درصد از نخبگان و 81.9 درصد از عوام بر این باور بودند که فرصتهای شغلی در بین اقوام به نسبت برابر توزیع نشده است و تنها 10.2 درصد از نخبگان و 8.4 درصد از عوام بر این باور بودند که در زمینۀ اشتغال فرصت های برابری برای اقوام وجود دارد.

احساس نابرابری اقتصادی در میان اقوام یکی از مؤلفههای مطرحشده در این پژوهش است که براساس یافتههای بهدستآمده، 90.6 درصد از نخبگان معتقدند اقوام در ایران از نابرابری اقتصادی رنج میبرند که این درصد در بین عوام 88 درصد است و بیانگر آن است که درصد بالایی از هردو گروه بر این باورند که میزان شکاف و تبعیض اقتصادی در کشور بسیار زیاد است.

یکی دیگر از مؤلفههای موردبررسی در این پژوهش میزان حسّ تبعیض در حقوق شهروندی ـ قومی بود که براساس دادههای پژوهش، 73٫4 درصد از نخبگان معتقد بودند اقوام بهصورت برابر از حقوق شهروندی برخوردار نیستند. ازآنجاکه بیشتر مصاحبهشوندگان در بخش عوام معنا و مفهوم واقعی از حقوق شهروندی در ذهن نداشتند و بههنگام توضیح دربارۀ این مفهوم مشخص شد آنچه آنان از حقوق شهروندی استنباط می کنند با معنای واقعی این اصطلاح فاصله زیادی دارد، بنابراین یافتههای کمّی مربوط به عوام در این بخش حذف شد.
Image Box text
Image Box text
Image Box text
Image Box text
Image Box text